|
|
|
| دیشب دچار توهم شدم یعنی منتظر بودم که تلفن زنگ بخوره و تیو تخت دراز کشیده بودم فکر نمیکردم خوابم ببره ولی انگار برده بود وقتی زنگ اولی خورد انگاری حس کردم یه موجود عجیب و گنده توی تخته اومدم در بروم که دیدم چراغ اتاق خاموشه اومدم چراغو روشن کنم دددنگ از رو تخت اوفتادم و پایم کشیده شد روی موکت ...الان هنوز جاش داره میسوزه ولی خدایی موجوده عجیبی بود شبیه مار بود ولی مثل خرس پشمالو بود ترسیده بودم ...نمی دونم چرا این شبها وقتی می خوام بخوابم همش افکار ترسناک میاد سراغم و حس میکنم ....اشباح توی اتاق دارن میان و میرن .
تازه این روزها تختم عجیب دلتنگی میکند برای بودن دو نفره ما !!!
+
تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 10:11 قبل از ظهر نويسنده آن
|
|
|