تبليغاتX
آن شرلی -

در رابطه با پست قبلی :

اینکه من گفتم دلیلش این بود که کسی که خودش یه جورایی ضربه بهش وارد میشه چون عصبانیه نمی تونه تصمیم بگیره ...هرچند که ما ها تلاش کنیم که قانعش کنیم .

مخالفت با خشونت وقتی جواب میده که ما سعی کنیم به کسایی که ازش استفاده میکنند یاد بدیم این کار عواقب خطرناکی داره هر چند که اونا تقریبا گوششون به این چیزا بدهکار نیست !

تقریبا اینجور آدم ها توی جایی که من زندگی میکنم زیاده یعنی کسایی که خلاف کار بودن نشانه افتخار داره براشون و لذت میبرن از این کار من می خوام بگم بیایید با هم کاری کنیم که اونا این لذت را فراموش کنن و ببینند آخر راه چیه .هر انسانی به هر حال از خشونت بیزاره از مرگ می ترسه و برای زندگی دست و پا میزنه و این یه قانون کلیه و تنها کسانی دست به خشونت میزنند که سرشار از عصبانیت و خشم باشند و هیچ جوری نتونن خودشون رو قانع کنند.

اینکه من جریان برادرم رو گفتم خواستم بگم جامعه کاری برای این افراد نمیکنه یعنی سعی نمیکنه اونا رو تغییر نمیده حداکثر یه مدت توی زندون میمونن و بعدش میان بیرون و دوباره کارشون رو از سر میگیرین !

هیچ کجایی نیست که بخواد عواقب کار رو بهشون نشون بده برا همین گفتم ما داریم انرژیمون را بیشتر صرف می کنیم واسه نجات یک نفر در حالی که میشه این انرژی رو صرف کرد برای نجات جون ها خیلی ها که پتانسیل این کار ودارند و الان توی خیابون هستن ...در مورد انتقام گرفتن هم بگم که اینکه داداش کوچیکه میخواد که اونا زندانی بشن و یا بابت کاری که کردن جریمه نقدی بشن به خودش مربوطه هر چن که توی ایران روابط به جای ضوابط برقراره و اون پسره فعلان برا خودش آزاده و رفته خدمت مقدس سربازی .....

**خیلی از ماها فیلم مایل سبز رو دیدیم و همه ما دلمون برا تمامی محکومین به اعدام سوخته و حتی گریه کردیم ااون قسمتی که اون مرد فرانسوی که یه موش داشت اعدام شد ولی چن نفرمون بابت اون پسره که به اون دخترا تجاوز کرده بود وقتی کشته شد گریه کردیم ؟؟ حقیقت اینه که من گریه نکردم و با اینکه از خشونت متنفرم وقتی اون مرد دلم خنک شد هرچند که اون فقط یه فیلمه ولی خوده من اونو مستحق مرگ می دونستم !!!!

بگذریم من میگم کاری کنیم که نسل جووونه این مملکت قبل از ارتکاب جرم متوجه عواقبش باشن وقتی قدرت اینو نداریم که قانون رو تغییر بدیم سعی کنیم فکر اون پسر جوونی رو تغییر بدیم که فکر میکنه چاقو می تونه بهش کمک کنه ! بهش یادآوری کنیم چقد ممکنه یه ضربه زندگی اونو و دیگری رو تغییر بده !

+ تاريخ پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 12:7 بعد از ظهر نويسنده آن |