تبليغاتX
آن شرلی - دنیا ارزش ایستادن و تماشا هم نداره!

از چهار شمبه كه خداحافظي كرديم با هم تا شمبه فقط دو روز نديده بودميش ...خيال هم نمي رسيد ديدار عصر چهارشمبه آخرين ديدار باشد !

وقتي شنيدم در تصادف عصر پنج شمبه فوت كرده انگاري دنيا آوار بشه روي سرم با هم دوستاي صميمي نبوديم ولي خوب دوست بوديم و همكار و وجه مشتركمان اينه كه هر دومون از يه شهر ديگه اومديم تا برا هدفهامون تلاش كنيم و حالا الهام ديگه نه پايي داره برا تلاش و نه جاني و من يخ كرده ام از درون و هي به خودم ميگم چرا آخه اين اتفاق بايد بيفته فقط بيست و هفت سالش بود ...تازه ماشين خريده بود تازه مي خواست برود خلاص بشود از اين تاكسي سواري هاي هر روزه ...باورم نميشود كه نيست !

از شمبه تا الان يه لحظه قرار نگرفتم همش گريه كردم همش بي تابي كردم ...

تو رو خدا برا آرامش روحش دعا كنيد ...

يكي از همكاراي ديگه ام هم باهاش بوده لطفا براي سلامتي اون كه الان توي بيمارستانه خيلي دعا كنيد .

اين روزها ديگه به بي وفايي ها فكر نميكنم حس ميكنم دنيا ارزش نداره ...ديگه نمي خواهم از كسي دلخور باشم نمي خوام اگه كسي رو از دست دادم بنالم چرا بهش نگفتم تا چه حد برام ارزش داره ...ديگه هيچ اهميتي نداره ديگران چي فكر ميكنن در موردم و اينكه خيال كنن چيزي كم دارم كه اين همه محبت ميكنم بگذار خيالشان اگر اين است اين بماند !

الهام جان روحت شاد ....

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط آن |