تبليغاتX
آن شرلی - این منم کتی !

وقتي وارد ساختمون بشي همه چي برات جالبه ..! ساختمون 4 طبقه است با شيشه هاي رفلكس آبي ! ولي اسمش گرينه !

توي هر طبقه چهار تا واحد آپارتمان بوده كه حالا تبديل شده به بخشهاي شركت :

طبقه اول :بخشهاي اداري و برق و تحقيق و توسعه و بازرگاني

طبقه دوم :بخشهاي مالي و امورپروژه ها و ستاد پروژه (1و2)

طبقه سوم: بخشهاي مديريت و IT و طراحي و نقشه كشي !

طبقه چهارم : سالن كنفرانس و نمازخونه و غذاخوري و حراست و دفتر وكيل شركته !

ولي وقتي خوب دقيق بشي با اينكه كاربريش عوض شده و ديگه آپارتمان نيستن اما همون جوري شبيه آپارتمانن با مستاجرهاي مختلف ...مثلا طبقه دومي ها ،بخش مالي همون جايي كه آن شرلي هست ...اين دختره از اون همسايه هايي كه هميشه پر سر وصداست وقتي داره توي پله ها رفت و آمد ميكنه صداي تق تق راه رفتنش مياد البته بعد از الي منشي مديريت كه اونم هميشه داره توي ساختمون بدوبدو ميكنه !!!

داشتم ميگفتم آن شرلي وقتي داره ميخنده صداش تا اتاقهاي ما مياد تا حالا چن باري من بهش گفتم يه ذره خانومانه تر عمل كنه انگاري نه انگار !!!!

بعدش طراحي ها يعني طبقه سومي ها از اون همسايه هاي بي سر و صدان كه يواشي ميرن يواشي ميان سالي به ماهي چشت به چششون نمي افته !!

يا باز توي همين طبقه دوم اين امور پروژه ها خونه مجرديه ...يه جورايي خونه دانشجويه :)) پر سرو صدا و موزيك و شوخي وخنده ولي پركار !!!!

طبقه اولي ها هم كه از اون همسايه هان كه همش سرشون لاي دره ببينن كي مياد كي ميره !!

البته اين بخش آن شرلينا هم تا همين چن وقت پيش مكان بودها ...سه تا يالغوزه مجرد اينجا بودن كه از صب تا شب عين خر كار ميكردن ! ولي جديدان يكشون زن گرفته و مونده اون دوتا (آن شرلي و همكارش )

خلاصه اين واحدها با اينكه يه جورايي تجارين ولي يه جورايي هم خونوادگين !هر كي توي بخش خودش يه خونواده است و بعد ميشه قسمتي از خونواده بزرگتره !

خوب من روز اول اومدنم گفتم يه ذره مودبانه حرف بزنم كه ملت جا نخورن از نوع حرف زدنم يه ذره خودموني بشيم بعدش بيام هي دري وري بنويسم مثل اين آن جون !

آن شرلی : میگم این دختره کتی گیجه همه میگن نه !! ببین طبقه چهارمی ها که این همه برا همه مهم هستن اصلا سوگلی مدیریت رو ننوشته ...توی طبقه چهارم یه بخشی هست به اسم مهندسی فروش !!! اینا سوگلی شرکت از اون همسایه های کلاس بالا تو همه چی ؟؟؟

+ تاريخ دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 12:40 بعد از ظهر نويسنده کتی |