...انگار همین دیروز بود
که سالگرد سیب را
به سوک نشسته بودیم
تو
خیس تر از چشم شعله و
مضطرب تر از شهادت شمع
در جمع ساده ی ما و سکوت
صبوری می کردی...
انگار همین دیروز بود...صدای مرتعش و پر تپش حیاتی اخبارگو که با لرزشی شاد و بغض آمیز به تاکید گفت :
" خونین شهر...آزاد...شد "
و دیگر ستاره باران خون بود و اشک که با گریه خندیدیم و در خنده گریستیم. حالا بعد از آن همه سال...آن همه دوری...آن همه صبوری...رادیو را که می گیری می گوید :
" ۱۵ سال پیش در چنین روزی..." آن هم ۳ بار
اما هیچیک از این آسمان فرسایان زمین ستیز!!! نمی گویند : " ۱۷ سال پیش... در همان پاییز...همان پاییز سرخ...ساکت و سرخ...غروب یکی از همان روزهایی که شبیه امروز است...شبیه همین غروب...سی کبوتر...سیپرستو...سی مرغ عشق...سیمرغ عشق را صلا دادند و تا آخرین گلوله و حتا تا انتهای سرنیزه هایشان صبوری کردند...صبوری کردند تا تمام جانشان را...نفس به نفس ... تن به تن...خونمایه ی رست درختی کنند از حماسه ای سبز بر شط سرخ اروند..."
گفتی : غزل بگو. چه بگویم...مجال کو؟
شیرین من! برای غزل شور و حال کو؟
بغضم مجال تنفس اگر دهد می گویم : " روزی از همین روزهای معمولی محمد جهان آرا و موسوی و سی همرزم سیمرغی اش ۳۴ روز بی سایه...در برابر دو لشکر کاملن مکانیزه و زره پوش کشور امروز عزیز همسایه با یک کلاش وچند خشاب گلوله...چه ها که نکردند...
بگویم...؟
روزی که یکی یکی پر کشیدند و تمامیت خود را خاکپای همین وطن کردند...حتا یک گلوله هم در خشاب هایشان نمانده بود.
بگویم...؟
روزی که یکی یکی تا بوسه باران اروند رفتند...سرنیزه هایشان حتا خونی بود.
بگویم...؟
روزی که یکی یکی تندیس نخلهای سوخته ی بی سر می شدند..."
ای دریغا نازک آرای تنش
بوی خون می آید از پیراهنش
حضورشان محسوس است...پیش پایشان برمی خیزم...دستشان را می بوسم و به احترامشان گوش به سوز صدای فخری می خوابانم که روزی با صدای مردانه مردش خواند :
" ممد نبودی ببینی...شهر آزاد گشته...خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا...کو جهان آرا...نور دو چشمان شهر ما
امیدم گشته ناامید...بعد از هجر تو...یاران می آیند اندر پی تو
آه و واوبلا...کو جهان آرا...نور دو چشمان شهر ما
موسوی آمد پی تو...استقبالش کن...در کوی رضوان تو مهمانش کن
آه و واویلا..."
...حالا...یکی نیست تا به این جهان آرا؟...نه...جهان آرایان!!! بگوید :
" ای مگس! عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست..."